تبليغاتX
من و تو ترانه خاک و بارون

من و تو ترانه خاک و بارون

... نفسم می گیرد در هوایی که نفسهای تو نیست ...

در حالیکه به کل روز زن رو فراموش کردیم و از خیر کادو گذشتیم همسرجان سورپریز فرمودن و از سرکار برگشتنی برام ربع سکه گرفتن‏!‏ بهم کادو داده و میگه خیلی دوست دارم منم میگم: منم الان که فکرشو میکنم میبینم خیلی بیشتر دوست دارم ‏!‏ ‏(‏ کور شه هرکی فک کنه بخاطر کادو گفتم‏!‏‏!‏‏!‏ ‏)‏ ای وای دماغم چرا داره رشد میکنه‏?‏‏!‏

+ نوشته شده در  دوشنبه 25 اردیبهشت1391ساعت 18:0  توسط زی‏ ‏زی 


دارم برا دوستم کامنت میذارم بلگفا ثبت نمیکنه و هر بار پیغام میده درج نظر تبلیغاتی ممکن نمیباشد. آخه من موندم هرچی کامنت تبلیغاتیه تو وبلاگا ثبت شده اونوقت چطور تشخیص داده حرف دل من برای دوستم, تبلیغاته؟ والا بخدا !
+ نوشته شده در  دوشنبه 25 اردیبهشت1391ساعت 10:46  توسط زی‏ ‏زی 

دیشب با همسری سر ایکه برای من کادو چی بخره صحبت کردیم. بهش میگم تو خودت برو یه چیزی بخر بیا این میشه کادو. ولی اینکه من باهات بیام نمیشه کادو میشه خرید!!! ( الان که شکلک گذاشتم توجه کنید از کامپیوتر خونه دارم مینویسم) هوراااااااااااااااااااااااا بالاخره آقاهه اومد و وصلش کرد. البته رفم مغازش یه کم سر و صدا راه انداختم. گفتم ما یه ماهه اینترتمون همینجوری رفت فقط بخاطر اینکه شما یادتون رفته بود یه برنامه نصب کنید برا کیسمون.

از مسئله پرت شدم همسری هم گفت نه ... من نمیدونم چی بخرم. اصن کارت هدیه میدم بهت. منم غر زدم گفتم کارت هدیه نمیخوام گفت راستی اون کارت هدیه که هفته قبل دادم بهت!! همون کادوی روز زنت من گفتم کدومو میگیییییییییی؟ اونو که خرج کردم رفت ( الکی گفتم بهش. دارمش) گفت ااااااا خب یه کارت هدیه دیگه بت میدم. گفتم من از کارت هدیه خوشم نمیاد دوس دارم با سلیقه خودت کادو بگیری یه گلدونم بود تو یه لوازم خونگی دیدم. همون روزای اولی که با عشقم تازه اومده بودیم تو این شهر . هر بار که از اونجا رد میشدیم به عشقم میگفتم اینو برای تولد من بخر. خب اون موقع نمیدونستم روز زن زودتره! حالا دیشب گفتم گلدون روز تولدموالان برام بخر گفت چقد بود؟ گفتم ۲۷۵   گفت ۲۷۵ بدم گلدون!!!!! به چه دردمون میخوره؟ ( خدایی تو بحران مالی الان زندگیمون من این گلدونو میخوام! اما چون عجیب کرم گیر دادن بهش تو وجودم رخنه کرده بود خواستم کمی سر به سرش بذارم و گیر بدم!)  گفت من سیصد میدم بهت اما اونو نخر. گفتم باشه گفتم خب کادو چی؟ (عجب سریشی بودما! خب برای اولین بار میخوام کادو روز زن بگیرم این روش لوسی رو هم از سارا بلا یاد گرفتم ینی خودش یادم داد) سارا کجایی که ببینی معلم خوبی بودی بعد همسری گفت همون ۶۸۰ تومنی که قراره برای دانشگات بدم کادوت. من: تو چرا شهریمو داری میکوبی تو سرم! ( حالا بیچاره چیزی نگفته ) همسری: من کی کوبیدم تو سرت  گفتم فعلا که باید شهریهامونو بدیم و  یک و پونصد به دانشگاه بدهکاریم کادو اینارو بی خیال شیم! من: ارزش معنوی کار تو خیلی برام با ارزش تره هااا ولی خب باید ارزش مادی هم در کنارش داشته باشه که کامل شه

نتیجه: امشب شام میریم دلفین که تازه باز شده و تا حالا امتحانش نکردیم کادو هم نمیدونم. شاید هیچی نخوام و دختر خوبی بشم


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 22 اردیبهشت1391ساعت 12:19  توسط زی‏ ‏زی  | 

+ نوشته شده در  دوشنبه 18 اردیبهشت1391ساعت 7:31  توسط زی‏ ‏زی  | 

+ نوشته شده در  سه شنبه 12 اردیبهشت1391ساعت 11:56  توسط زی‏ ‏زی 

+ نوشته شده در  یکشنبه 10 اردیبهشت1391ساعت 0:2  توسط زی‏ ‏زی 

بعد 9 روز با کلی خوشحالی اومدم خونه که چند روز در آرامش کنار همسری باشم اما گفت که داره میره مأموریت. گفت شبا تنها نمیترسی؟چیکار میکنی؟ گفتم غصه میخورم:


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 9 اردیبهشت1391ساعت 6:56  توسط زی‏ ‏زی  | 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 16 فروردین1391ساعت 15:0  توسط زی‏ ‏زی  | 

+ نوشته شده در  سه شنبه 16 اسفند1390ساعت 20:51  توسط زی‏ ‏زی 

+ نوشته شده در  شنبه 6 اسفند1390ساعت 10:49  توسط زی‏ ‏زی  |